عبد الله احمديه
115
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
لينت مزاج ، مطبوخى مركب از سنامكى 1 ، پوست هليله كابلى 3 ، بنفشه 3 ، نيلوفر 2 ، مويز منقّى 1 ، آلو سياه ، عناب 20 دانه ، مغز فلوس 12 ، ترنجبين 14 و روغن بادام شيرين 3 ل داده مىشود . پس از پاكسازى بدن و دفع سموم از راه روده ترتيب تعريق را فراهم مىآورند . از شستشو با آب سرد احتراز مىكنند . * * * چون غالبا در بروز بيمارى استسقاء اعضاء و احشاء ديگر ( معده ، روده ، طحال ، صفاق ، ششها ، اعضاى تناسلى و . . . ) نيز شركت دارند لذا ضمن درمان بيمارى به علاج آنها نيز بايد پرداخت : * دو سال قبل پيرمرد محترمى دچار خيز بدن و استسقاء شده بود . پس از معالجات بسيار بالاخره مأيوسانه به من مراجعه نمود تا شايد از داروهاى گياهى و طبيعى نتيجه برد . در طول مدت درمان با توجه به توان و بنيه و طبيعت او جوشاندههاى مدر و ملين برايش مىنوشتم ضمنا برخى از داروهاى مقوى و ويتامينهاى لازم را هم تجويز مىكردم . رفته رفته با پيروى از دستورات حالش بهتر شد . خيز و ورم و نفخ شكم او خوابيد و تقريبا به حال عادى درآمد . روزى او براى گرفتن دستور به مطب آمده و باهم نشسته بوديم و راجع به بيمارى او صحبت مىكرديم كه يك دفعه از پشت در مطب صداى گريه و شيون بلند شد و ناگهان در اتاق را باز كردند . در برابر خود مرد روستائى چوپانى را ديدم كه بدنش پر از باد و خيز بود و زن و بچههايش به همراهش بودند و گريه و زارى آنها به خاطر او بود . در پرسش معلوم شد مدت شش ماهست كه بدين بيمارى دچار گشته است . در عرض اين مدت پيوسته در تهران مشغول معالجات مختلف و خوردن و تزريق داروهاى گوناگون بوده است . روز به روز حالش بدتر شده بود . حالا ديگر تمام بيضهها و آلت تناسلى او پر از باد و خيز بود . گفتند تقريبا تمام دارائىمان را صرف اين معالجات نمودهايم . در اينجا به نكتهاى توجه كردم و آن شغل چوپانى بيمار و فقر و عدم امكانات او بود .